محمدتقى نورى

237

اشرف التواريخ ( فارسي )

ظاهر آوازهء « 1 » يورش ترشيز را گوش‌زد خاص و عام نموده ، گروه‌گروه از عساكر نصرت‌پژوه كه به‌سان مهرسان مىگذشتند ، امر مىشد « 2 » كه در دهنهء كوه طرق جمع شده ، آنجا را معسكر همايون سازند و فوج‌فوج در آنجا مجتمع شده ، بعد آنچه نصب العين خاطر عاطر است به ظهور رسيده شد . سكندر كه با شرقيان حرب « 3 » داشت * در خيمه گويند بر غرب « 4 » داشت چو « 5 » بهمن به زابل همى خواست شد * چپ آوازه افكند و از راست شد و ليكن به مضمون « 6 » « كل خائن خائف » طايفهء تكّه كه سابقا منشأ جسارتى شده بودند ، شب و روز از اعمال خود نادم و متوهّم « 7 » بوده ، مىدانستند كه عنقريب جزاى اعمال ايشان را روزگار در كنارشان خواهد نهاد ، « 8 » لحظه‌اى آسوده نبودند و دمى آرام نداشتند ، دايم از بيم تيغ انتقام شهزادهء ظفر فرجام هراسان و صورت مرگ « 9 » را همواره در آيينهء خيال مشاهده مىنمودند . درين اثنا كه خبر اجتماع عساكر نصرت‌پيرا به مسامع ايشان رسيد ، بر خود يقين نمودند « 10 » كه اين تهيه به جهت يورش دشت خواهد بود . قوّت واهمه بر ايشان مستولى شده ، خودبه‌خود شكسته و پريشان به ميان « 11 » قم و اقصاى دشت كه سراسر ريگ روان است ، روان شدند . چون كيفيّت حركت آن گروه بر راى انور منكشف شد ، آن اراده را در عقدهء تأخير انداخته ، امر فرمودند كه افواج ظفر مورود از طرق حركت و روانهء « 12 » نيشابور شوند « 13 » تا آن گروه بالمرّه خاطر ازين رهگذر جمع نموده ، به مكان و يورت اصلى خود معاودت نمايند « 14 » و مدت يك ماه ازين مقدمه گذشته ، تركمانيهء تكّه را فى الجمله اطمينانى حاصل نموده ، به كنار

--> ( 1 ) . ملك : « آوازه » ندارد . ( 2 ) . مج : امر فرمودند . ( 3 ) . مج : با مصريان جنگ . ( 4 ) . مج : كه در . ( 5 ) . مج : چه . ( 6 ) . مج : نظر به مدلول . ( 7 ) . مج : خائف . ( 8 ) . مج : اعمال ايشان عايد روزگار ايشان خواهد شد . ( 9 ) . مج : مرگ خود . ( 10 ) . مج : كردند . ( 11 ) . مج : به سمت . ( 12 ) . مج : عازم . ( 13 ) . مج : شده . ( 14 ) . مج : عود به مكان اصلى و يورت قديمى خود كه لب رود طژن است نموده باشند .